در این پست براتون متن آهنگ ابوالفضل اسماعیلی به نام ای جان آماده کردیم برای مشاهده به ادامه مطلب بروید

متن آهنگ ابوالفضل اسماعیلی به نام ای جان

تازیانه میزند به دلم چشم تو در امان نماند دگر دلم از خشم تو
کی زمان آن رسد که تو عاشق شوی همچو قلب من گرفتار دقایق شوی
عاشقانه میبرد عطر تو بوی تو هوش و حواس از سر آن که شده جادوی تو
کی رسد که مثل احساس دل من شوی کی شود سحر کنیم عشق را با هم شبی
ای جان دریاب عشق من را ای یار بردار دست از انکار
باز گلایه میکند دل بی طاقتم بس که گریه میکند شده این عادتم
سمت دلم روانه کن ذره ای احساس را تا که روان کنم همه عشق که اینجاست را
تو هم عاشقی مثال من نکن انکار دمی راه بیا با من دگر چقد اصرار
تو دلیل خیسی چشای این مردی عاشقم نبودی عاشقم نمیکردی
ای جان دریاب عشق من را ای یار بردار دست از انکار
باز گلایه میکند دل بی طاقتم بس که گریه میکند شده این عادتم
ای جان دریاب عشق من

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *